تغییر تم وب نوشت
نمایشگاه بین المللی فرش دستبافت همدان
فروشگاه اصلان زاده ازشما همشهریان و همکاران عزیز وگرامی برای شرکت در نمایشگاه بین المللی فرش دستبافت همدان دعوت به عمل می آورد.امید است با تشریف فرمایی شما عزیزان بار دیگر فرش بیجار به جهانیان عرضه شود. باتشکر مدیر وبلاگ
نمایشگاه بین المللی فرش دستبافت همدان
رئیس اداره فرش سازمان صنعت، معدن و تجارت همدان از برگزاری نمایشگاه فرش دستباف در همدان از اول تیرماه خبر داد و گفت: این نمایشگاه به مدت یک هفته با شرکت تمام استانهای کشور برگزار میشود.
احمد علیبابایی امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در همدان از برگزاری نمایشگاه فرش دستباف در همدان خبر داد و افزود: این نمایشگاه اول تیرماه با حضور تمام استانهای کشور در محل دائمی نمایشگاههای بینالمللی همدان برگزار میشود.
وی با بیان اینکه این نمایشگاه به مدت یک هفته به کار خود ادامه میدهد، اظهار داشت: در این نمایشگاه بهترین فرشهای دستباف کشور عرضه میشود.
رئیس اداره فرش سازمان صنعت، معدن و تجارت همدان گفت: این نمایشگاه به همت نمایشگاه بینالمللی همدان با هدف معرفی هنر صنعت قالیبافی و فرشهای دستباف کشور صورت میپذیرد.
وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به برگزاری جشنواره فروش فرش با شعار «هر فروشگاه، یک نمایشگاه» طی سال گذشته، آن را یکی از ابتکارات مرکز ملی فرش ایران در راستای تولید و توسعه فرش دستباف دانست و ادامه داد: در این جشنواره این کالای ارزشمند و هنر ایرانی به علاقهمندان معرفی و عرضه میشود که طی سالهای اخیر در استانهای منتخب برگزار میشود.
* برندگان جشنواره «هر فروشگاه، یک نمایشگاه» اعلام شدند
علیبابایی ابراز داشت: طی سال گذشته جشنواره مذکور در استان همدان از 22 بهمن تا 22 اسفند با مشارکت 19 فروشگاه در شهرستانهای ملایر و همدان برگزار شد.
وی ادامه داد: مردم با وجود افزایش قیمت این کالا و مشکلات نقدینگی استقبال خوبی از این جشنواره داشتند که نشان از علاقهمندی مردم به هنر دستی فرش دستباف دارد.
رئیس اداره فرش سازمان صنعت، معدن و تجارت استان همدان گفت: در جشنواره مذکور تعداد 293 تخته فرش با متراژ تقریبی یک هزار و 194 متر مربع و به ارزش 6 میلیارد و 677 میلیون و 192 هزار و 500 ریال طی 217 فقره فاکتور فروش رفت که نسبت به جشنواره سال 90، به میزان 40 درصد افزایش در فروش را شاهد بودیم.
وی ابراز داشت: در همین راستا به لحاظ ایجاد انگیزه در بین خریداران
علاوه بر تخفیف پنج تا 10 درصدی و همچنین شرایط فروش اقساطی برای 20 نفر از
خریداران معادل تقریبی 10 درصد فاکتورهای صادره جوایزی نیز در نظر گرفته
شده بود که تقدیم آنها میشود.
خبر
قالی ایران را بشناسیم
قالي ايران را بشناسيمپژوهش در شناخت قالي و قاليچه مراكز توليد مهم ايران
آذربايجان قالي ايران با تمام شهرت وقدمتي كهدارد ناشناخته است نه براي فرنگي خريدار؛بلكه خود ما هم آنطور كه بايد و شايد آنرا نميشناسيم. اين يك ادعاي واهي نيست. كمتركسي ميتواندباديدن فرشي محل بافت آنراتعيين كند و خصوصيات آنرا باز گويد. در حاليكه با اتمام يك قالي شناسنامه آن با خود و در خودش صادر شده است: فرش تبريز؛ بااردبيل در آذربايجان و كار مشهد با محولات در خراسان كاملا از هم جداست عدم شناسايي خصوصيات فرش سبب ميشود تا خريدار بهنگام خريد بدون توجه به موارد استفاده آن قالي را فقط بدليل زيبايي يا طرح و نقشه بخرد و مورد بهره برداري قرار دهد و بعد پشيمان شود كه كار فلان جا دوام ندارد؛در حاليكه عدم اطلاع او از طبيعت دستاوردهاي يك محل به انتخاب نادرست انجاميده است و اين سبب از بين رفتن قالي شده است. شناخت فرش؛و مختصات آن چنان مشكل نيست كه خبرگي طلب كند؛ بسادگي عملي است و سعي ما بر اينست تا در اين سلسله مقالات؛خواننده را طوري با قالي ايران آشنا كنيم تا به محض ديدن و لمس كردن آن آنرا بشناسد. |
|
اما از سوي ديگر با توسعه روز افزون وسايل ارتباطي و آسان شدن مسافرت؛نقشه و طرح و رنگ در يك نقطه ساكن نميماند. «لچك» مشهدي و«ترنج كرماني»به تبريزهم ميآيد و در آنجا هم مكار ميرود؛ در اين احوال چگونه ميتوان فرش را شناخت؟ فارغ از شرايط ويژه مناطق جغرافيائي؛ قالي شهرستانها با مراكز استانها؛و مراكز استانها؛ با يكديگر گاهي اوقات مشابه هستند و در پارهاي اوقات؛ كاملا با يكديگر فرق ميكنند چرا كه وضعيت فرهنگي آنها با هم متفاوت است؛تفاوتهاي كلي از نوع بافت و نقشه و نخ تار و نوع پشم خامه معلوم ميشود؛ اما اگر يك نقشه با يك رنگآميزي را به 4 كارگر در 4 نقطه مختلف برابر بافت بدهيم باز هم تشخيص كار براي خبرهها مشكل نيست؛ دست كارگر كه جنسيت فرش را مشخص ميكند صفت مميزه اينهاست. گرداندن نخهاي زير پشم يا پشم زير نخ؛قانون گرهها و خلاصه پشت باف قالي درهرجا بستگي به دست كارگردارد. حتي اگر يك قالي رادو استادكار مختلف ببافند بدليل عدم توازن و هماهنگي نيروي دستها موقع گره زدن خبره آن را ميشناسد و ميگويد فرش دو دست است و اين نقصي است. بطور كلي فرش مرغوب حادز اين 4 اصل است. |
طرز شناختفرشهاي مرغوب تبريزرا نميتوان از محصولات ممتاز ديگر مراكز توليد فرش ايران باز شناخت. بطوريكه بيننده عادي؛ فرش هر كجا را كه مرغوبتر بداند؛ فرش تبريز را بهمانجا نسبت ميدهد. البته فرش سبك تبريز هم از نا مرغوبترين فرشهاي ايرانست. صفت مميزه فرش تبريز زيبائي آنست وغيراصيل بودن نقشهاش يعني طراح تبريزي ازهر شهرستاني بهترين قسمت نقشه را انتخاب ميكند؛ مطلا كم نيست فرشهايي كه حاشيهاش از يك نقشه؛ لچك وتر بخش از نقشه ديگر و تنش از جاي ديگر گرفته شده است و از تبريز به بازار فرش روانه شده است.فرش متري 200 تومان تبريز در حال حاضر از نظر ظاهر زيباترين فرش است اما مرغوبتر نيست. در تبريز واحد مساحت فرش قاليچه است. يك «قاليچه» تبريز مساويست با دو ذرع مربع تبريز؛به ادعاي اهالي اين شهر ذرع طول تبريز معادل 112 سانتي متر است ولي ذرع را در تهران 104 ساني متر قبول ميكنند. واحد بافت فرش در شهر تبريزدر يك حالت عمومي در هر يك گره تبريز كه بافندگان بومي آنرا 7 سانتي متر ميدانند بايد حداقل 12 بافت يا گره و حداكثر 80 بافت بكار رود؛بافتها را طولي ميشمارند و نه مربع؛ فرشيكه از 35 بافت در يك گره كمتر داشته باشد نا مرغوب است و بيشتر از اين مرغوب. وضعيت فرش تبريز در بازار تهرانخريداران فرش دودستهاند؛ گروهي كه به ظاهر فرش اهميت ميدهند وبه زمان كاركرد آن تفقدي ندارند خريدار فرش تبريزهستند؛ چون نقشهاي فرش اين شهردر هر قيمتي چشم را اقناع ميكند؛ ولي كساني كه دوام قالي را در نظر دارند؛ فرشهايي با نقشههاي بدتر را ميخرند واز فرش تبريزدر ميگذرند. اما بهرصورت تقريبا يكسوم خريداران ايراني فرش تبريز ميخرند؛ آنهم نه از نوع بسيار مرغوبش. وضعيت فرش تبريز در بازار بين الملليفرش ارزان و نامرغوب تبريز از نظر قدرت كار چنان نيست كه كهنه و پخته شود و به بازار بين المللي عرضه گردد. يعني فرش متري 200 تومان تبريز بعد از 20 سال كار از بين رفته است؛اما فرشي كه از بافت 35 بافت در يك گره بيشتر داشته باشد؛ به كهنگي ميرسد و چون زيبايي خيره كنندهاي بدست ميآورد؛ مشتري فراوان دارد. تشابه فرشهاي ممالك ديگر با تبريزجز در ايران در پارهاي از كشورهاي آسيايي هم قالي بافته ميشود كه از لحاظ شكل و جنس با محصولات بعضي از مناطق ايران برابري و رقابت ميكنند. سؤال اينست كه قالي كار تبريز با فرشهاي كدام كشورها همسايگي و نزديكي دارد؟جواب اينست قليبافان هيچيك از ممالكي كه در اين رشته فعاليت ميكنند؛ مانند تبريز نميبافند و به بازار جهاني عرضه نميكنند؛ اما دراين دوسه ساله بعضي ازتجار ايراني كه قيمت تمام شده يك تخته قالي رادر بعضي از كشورهاي همجوارنظيرپاكستان وافغانستان كمتراز ايران ديدهاند؛ گروهي از قاليبافان ورزيده را براي فعاليت به اين ممالك بردهاند تا نظير فرش تبريز را در آنجا توليد كنند. اين عده محصولات خود را در بازارهاي جهاني هم به نام فرش ايران معرفي ميكنند؛ اما اين فرش واجد تمام خصوصيات فرش تبريز نيست؛در حاليكه خريدار خارجي كمتر آن را ميداند. فرشهاي شهر باف تبريز؛ انواع ديگري هم دارد كه بسيار مرغوب است: گل ابريشم؛ تمام ابريشم و چله ابريشم (تارو پود قالي ابريشمي و سطحش پشمي است)؛ قالي چله ابريشم تبريز؛ عمر و دوام بسياري دارد و از نظر كارشناسان از بهترين انواع فرش ايران ميباشد. فرش تمام ابريشمي هم كه در اين شهر بافته ميشود از حيث نقشه و رنگ بيمانند است. البته ازسه نوع فرش اخيردرحال حاضر كمتر تهيه ميشود. نسل قاليبافان ابريشم كار اين شهر رو به زوال گذاشته است چرا كه تهيه مواد اوليه و پيدا كردن خريداري براي اينگونه فرشها كه گران تمام ميشود و محتاج صرف وقت بسيار است به سختي صورت ميگيرد. بطور كلي فرش كهنه تبريز؛ البته فرش مرغوبي كه كهنه شود؛ بسيار زيباتر از نوي آنست چرا كه رنگهاي آن ملايمتر و مطبوعتر و چشمنوازتر ميشود؛ بهمين دليل خريدار فرش كهنه تبريز در بازار جهاني كم نيست. قاليهاي ديگر آذربايجانگفتيم كه شرايط آب و هوا و وضعيت فرهنگي هر منطقه در شكل و طرح و جنس قاليهاي آن منطقه اثري ناگزير دارد و بهمين دليل است كه فرشهااي هر نقطه را يكايك مورد بررسي قرار ميدهيم: اگر فرش تبريز از حيث نقشه و رنگ آميزي با قاليهاي ديگر مراكز توليد ايران همساني و هم شكليهايي دارد؛ اين دليل وضع ارتباطي اين شهر از نظر روابط اقتصادي با ديگر شهرهاست. اما شهرهاي ديگر آذربايجان كه نسبت به تبريز د حوزه جاذبه ضعيفتري از حيث اين مبادلات قرار گرفتهاند؛ فرشهاي مختص خود دارند. در مطالبي كه از اين پس ميآيد؛ براي رعايت اختصار؛ محصولات بعضي از مراكز توليد را كه از حيث نقشه جنس و رنگ با يكديگر مشابهند؛ با هم بررسي ميكنيم. گراوان؛ بخشايش؛ مهربان؛ هريسنام چهارمركز توليددرجنوب تبريز است كه قاليهاي توليد شده در آنها همانند هستند. طبع قاليهاي اين مناطق سخت واستخواني است. يعني اگربه آن دست نزنيد؛فرش زبر است؛ سفت و خشن است؛درشت بافي صفت مشخص ظاهري اين فرشهاست؛ قاليباف گراواني با بخشايش فرق نميكند؛موقع چيدن قالي آنرا پرگوشت ميگيرند:يعني «پرزهاي» قالي بلند است. تعداد بافتها به نسبت رج در گره گم ميشود. رنگهاي تندو تلخ در فرشهاي اين مناطق بكار ميرود. زمينههاي قهوهاي سير؛سبز تند؛ سرمهاي تيره مورد علاقه بافندگان اينگونه فرشهاست. نقشهها؛خالي از گل و بته هستند و بجاي اين از خط؛استفاده شده است؛ يعني طرح قالي اين مناطق اغلب هندسي است. محصولات گراوان؛ بخشايش؛ هريس ومهربان اگرشكل و نقشه جالبي ندارد؛پردوام است و براي استفاده در اماكن پر رفت و آمد بسيار مناسب است. اين فرشها سنگين هستندوحمل ونقل آنها به سختي وبا اشكال صورت ميگيرد. اين فرشها بدلايلي كه ذكر شد خريدار چنداني ندارد و گران قيمت هم نيست و در بازار بينالمللي هم خريدار چنداني بدست نياورده است. زنجانقالي زنجان در داخل مملكت فروش نميرود و بيشتر در بازارهاي جهاني عرضه ميشود. مانند فرش تبريز قابليت بستهبندي شدن و انعطاف ندارد؛ البته به سفت و سختي قالي گراوان و هريس هم نيست. قاليبافان زنجان اغلب در ابعاد كوچك و بصورت قاليچه ميبافند كه از نظر رنگآميزي و رنگبندي مطلوبتر از فرش گراوان است. رنگهاي مورد علاقه قاليباف زنجاني براي زمينه فرش بيشتر سورمهاي؛ لاكي (قرمز) و كرم است. در زنجان بعد از تهيه فرش در ابعد كوچك؛ به بافت قاليهاي بزرگ (بزرگتر از اندازه معمولي) علاقه نشان داده ميشود. نقشه فرشهاي زنجان نزديك به نقشههاي افشان تبريز است. از «لچك؛ ترنج» خاص تبريز قاليهاي منطقه بسيار استفاده ميشود؛ البته نه به آن صورتي كه درتبريز ميبافند؛ بلكه قاليباف زنجاني درآن تغييراتي ميدهدكه كارشناسان به آن نقشه زنجان ميگويند؛ نقشهماهر در هم و نقشه بيچار هم از نقشههاي مرسوم قالي در منطقه است. اردبيلفرشهايي كه در اين شهرستان بافته ميشود؛ تقريبا به فرش ماشيني بسيار نزديك است؛ در تهيه نقشه آن يكنواختي به چشم ميآيد؛ از گل و بته در قالي كار اردبيل چيزي نيست؛ بلكه خطوط هندسي تزئين فرش را بعهده ميگيرند. اين فرش است كه در ابعاد كوچك و بيشتر بصورت قاليچه تهيه ميشود؛بمقدار بسيار كم قالي 5 متري از كارگاههاي اردبيل بيرون ميآيد كه كلگي يا ميانه ناميده ميشود. فرش وسيع مثلا 12 متري كمتر در اين شهر بافته شده است. بافت قاليهاي اردبيل نزديك به قاليهاي تركيه است. هنر قاليبافي در اردبيل در گذشته بسيار درخشانتر از زمان حاضر بود؛ اكنون فرش اردبيلي اعتباري را كه فرشهاي ديگر ايراني در بازار جهاني بدست آوردهاند فاقد است و اين بدليل مشابهتي است كه اين قالي ماشيني دارد. كارشناسان ميگويند با توجه به درستكارهاي اردبيل در چند دهه گذشته كه از نظرشكل و طرح تمام قاليهاي مراكز ديگر توليد را از ميدان رقابت خارج ميكرد وضع كنوني بافت قالي در اردبيل اسفانگيزاست. بايدبافندگان اين شهررا به استفاده ازطرحها ونقشههاي قديمي واصيل خودشان ترغيب كرد؛ نقشههايي كه هم اكنون بيشتر در اصفهان بكار رفته ميشود. ترغيب بافندگان اردبيلي براي استفاده از طرحهاي قديمي عملي است؛ توليد كنندگان عمده اگر سفارشهاي تازه به كارگاههاي اين شهر بدهند وضع فرق ميكند. |
|
دررضائيه و شهركهاي اطراف كمتر به قالي وقاليچه ميپردازند؛ محصولات اين نقاط كم است ودربازار محلي مصرف ميشود؛ نقاط ديگر آذربايجان از نظر توليد قالي آنچنان نيست كه مورد اعتنا باشد. بگوئيم كه به جز فرش تبريز؛ ديگر فرشهاي آذربايجان هم در تهران كم و بيش خريدار دارد و به خارج هم صادر ميشود.(*) (پاورقي)* در تهيه اين سلسله مقالات؛از نظرات آقاي نبي خوانساري كه از كارشناسان زيده فرش ميباشند استفاده به عمل آمده است. |
تاریخچه فرش بیجار
فرش ابزاری است برای نمایش هنرهای فراوان؛ از جمله طراحی و نقاشی، رنگ آمیزی، نقطه چینی، ریسندگی، رنگرزی و از همه مهم تر بافندگی ماهرانه که هنر و احساس را با همکاری اعضا و جوارح خویش یعنی از دل و دیده گرفته تا دست و سر انگشتان، آنچنان گره هایی ریز و ظریف و زیبا و در عین حال مستحکم، بر تار و پود فرش نقش می زند که هم ظرافت و زیبایی را می نمایاند و هم استحکام و دوام آن شهرت جهانگیر یافته است.
اگر در مورد تاریخچه این ابزار هنرنمای اصیل در منطقه بیجار گروس تامل کنیم، چهره های مشهوری را به عنوان استادان طراحی و نقاشی فرش سراغ می دهد که می توان شخصیت هایی چون استادان مرحوم موسی مسعودی و اصغر الله مرادی را نام برد.(روانشان شاد باد) علاوه بر ایشان، امروزه افرادی مثل آقایان علی اصغر لک و قدرت الله گیچلو، مشهورترین و تواناترین طراحان فرش بیجار هستند که هنر خویش را به صورت آموزش عملی در محضر استاد موسی مسعودی فرا گرفته اند؛ و البته هر کدام سبک و سیاق خاص خود را دارند و شیوه طراحی ایشان کاملاً متمایز از هم است. طرح های مختلف آنان بیش از نیم قرن توسط بافندگان بومی و محلی بر تار و پود فرش گروس نقش می بندد؛ طرح هایی چون ربعی دار و گل، شکارگاه، اسلیمی، دهن اژدر، گل فرنگ، مستوفی، شاه عباسی و انواع ماهی درهم از نوع ماهی بیجار، ماهی افشار، ماهی میرک و غیره، که همه این طرح ها به صورت لچک ترنج دار و گاهی بدون آن مورد استفاده قرار گرفته و می گیرد. ناگفته نماند این استادان، عمر گرانمایه خویش را در جهت خدمت به مردم این خطـه صرف کرده و از گذشته در به شهرت رساندن فرش بیجار در ایران و برخی کشورهای جهان سهیم بوده اند و حقیقتاً باید مورد تقدیر قرار گیرند؛ مخصوصاً اینکه آقایان همزمان و در کنار طراحی و نقاشی در ایجاد دارهای قالی محلی و سنتی و سرمایه گذاری، با بافندگان همکاری کرده و بر کیفیت و درستی کار آنان نظارت داشته اند. همچنین راهنمایی های لازم را برای چگونگی تهیه مصالح فرش یعنی خامه و تار و پود و نوع رنگ کرده اند تا تولیدات بافندگان تقریباً بی نقص یا کم نقص باشد و دچار خسارت نشوند.
اگرچه امروز به دلایلی هم سرمایه گذاری و هم صرف نیروی کار بافندگان چندان سودی برای هیچ کدام ندارد، شاید مهم ترین علت، همان عدم رونق و کساد بازار داخلی و خارجی فرش باشد. روزگاری صادرات فرش بیجار به برخی کشور های آسیایی و اروپایی سبب رشد بازار کار و سرمایه فرشبافی می شد و خوداشتغالی بسیاری از خانواده ها را هم در پی داشت و اشتغال و سودی هم نصیب افراد دیگر می کرد از جمله بازرگانان پشم و خامه، پشم شویان، ریسندگان، رنگ فروشان و صباغان، طراحان و نقاشان، شرکت های تولید فرش دولتی و خصوصی، دارکش های قالی، صادرکنندگان، حمل و نقل، خرید و فروش، واسطه ها و دلال ها و...
از عوامل دیگر ایجاد این وضعیت نابسامان، جایگزینی رنگ های شیمیایی و غیرثابت به جای رنگ های گیاهی و ثابت سنتی، و حضور نقاشان کم سلیقه و ناتوان و ارائه کپی ناشیانه از طرح و نقشه استادان، مخصوصاً سوء استفاده و کپی برخی کشورها چون چین و هند و پاکستان از طرح فرش ایران و صادرات آن به نام فرش ایران به قیمت ارزان است و البته سوء مدیریت صادرات فرش ایران به کشورهای متقاضی یا حتی می توان گفت سیاست های دولتی و نبود روابط مثبت با کشورهای اروپایی از نظر بین المللی نیز باعث کاهش خرید فرش ایران و از جمله بیجار شده است.
امیدواریم بار دیگر این هنر یوسف آسا، عزیز جهان شود و اقتصاد بخشی از جامعه ما را که دست اندرکار این پروژه هستند، رونق بخشد. بنده احترام خاصی برای حفظ طرح های اصیل و بافت فرش بیجار و گروس قائل هستم. این امر باید در اولویت باشد اما پیشنهادی نیز دارم و آن این است که نقش قالی غیر از خود قالی است. قالی فرشی است که روی آن می نشینیم و همچون لوازم دیگر از آن استفاده می کنیم، اما نقش قالی چیزی است که تماشا می کنیم و از دیدن آن لذت می بریم. پس اگر می بینیم که بعضی بر اثر تکرار تماشای طرح های یکسان فرش از آن خسته می شوند و دیگر به آن توجه نمی کنند، ناشی از این است که گاهی طرح هایی را بر قالی گروس می بینیم که اثر ناشیانه نقاشانی است که فقط از این طریق کسب درآمد و ارتزاق می کنند، اما از هنر نگارگری و طراحی و رنگ آمیزی بی بهره اند و طرح های مبتذلی را در نقشه های خود به کار می برند که یا کپی ناقص الخلقه هستند یا فقط متن قالی را پر کرده اند و هیچ زیبایی و هنری در آن نیست و گاهی از بس تکراری و آشناست، قابل توجه نیست.
یکی از شروط زیبایی فرش در آن است که تازگی و رنگ آن توجه ما را جلب کند ولی اصالت طرح ها را نیز نباید فراموش کنیم زیرا ترکیب طرح و تناسب رنگ های گوناگون و نقش های درهم پیچیده، نظر بیننده را آن چنان به خود معطوف می دارد که از هر رنگ و هر نقش، نکته های ظریف و باریکی می توان دریافت که چنان در ذهن انسان اثر می کند که هیچ امری دلکش تر و زیباتر از آن در نظر نمی آید. این حاصل تجربه و ذوق نسل های متوالی است که قالی ایرانی را بیش از هزار سال است در پیش چشم نسل های متعدد گسترده و تا امروز دوام بخشیده است. پس استادان هنر فرش اعم از طراحان و نگارگران، بافندگان کارگاهی و شرکت ها، رنگرزها و سرمایه گذاران و سفارش دهندگان بافت فرش های محلی و سایر دست اندرکاران، باید ضمن حفظ احترام به اصالت طرح های گذشته، در پی ابداع و ارائه طرح های جدید و زیبای امروزی و حتی ترکیب این دو باشند و با ایجاد تغییراتی در نقش قالی، به سبکی و شیوه ای که امروزپسند باشند، همت کنند تا این صنعت و هنر نیز از دیگر تحولات امروزی عقب نماند و به بازار قالی در داخل و خارج کشور کمک کند.
معرفی شهر بیجار
فرش بیجار
بازدید : 953
بیجار از شهرهای استان کردستان و مرکز منطقه ای بنام "گروس" است. منطقه گروس اقتصاد متکی به کشاورزی و دامداری و صنایع دستی دارد قالیبافی در این شهر دارای سابقه دیرینه ای است و قدمت بافت قالی های تاریخ دار بیجار (موجود در خارج از کشور) به سال 1266 ه.ق باز می گردد. بافت عموم قالی های قواره بزرگ، به سفارش اعیان و بزرگان شهر بیجار و اغلب به منظور هدیه دادن انجام می گرفت. قالیبافی تا حدی تحت حمایت بزرگان بود. تاریخ ایجاد کارگاههای بافت قالی در کردستان به حدود چند صد سال قبل باز می گردد. طرحهای معروف به باغی که در این کارگاهها بافته می شدند همواره مورد توجه مجموعه داران فرشهای کلاسیک ایرانی بوده اند. در آغاز جنگ جهانی دوم، تقاضا برای فرش همچنان بالا بود، در این دوران قالیبافان گروس نیز که بازار فروش قالی های درشت بافت و ضخیم آنان رو به تنزل بود، ناچار به بافت قالی های ظریف و با کیفیت روی آوردند که نتیجه بخش بود و شهرت قالی بیجار یا گروس را جهانی کرد. نمونه ای از این قالی های نفیس در حسینیه شهر بیجار وجود دارد ساختار "قالی آهنی" نامی است که در گذشته به قالیهای سفت و سخت بیجار داده بودند، این قالیهای کج و کوله و زمخت دارای تار و پود پشمی بودند پشم بر عکس پنبه، ماده ای است که حالت ارتجاعی دارد و برای به دست آوردن فرشی که متراکم باشد پودهای پشمی را باید به شدت کوبید که در نتیجه قالیهای خشن و فشرده به دست می آید. فشردگی و خشونت این قالیها تا حدی بود که هنگام تا زدن این قالی ها پودها شکسته می شد. از طرف دیگر دفه زدن پودهای پشمی نیز کار دشواری بود، به این جهت قالیبافان بیجار علاوه بر شانه سنگینی که از آهن و چوب ساخته می شد ناگزیر ابزار مخصوص دیگری برای این منظور تهیه کردند که شبیه یک پنجه آهنی بود. امروزه تار و پوداین قالی ها اغلب پنبه ای است و پشم و پنبه تنها مواد مورد استفاد است. نوع گره در بیجار ترکی است و شیرازه فرشهای گروس از نوع شیرازه پیچی سر خود فرش است و اغلب یکرنگ می باشد و معمولاً همرنگ زمینه فرش است مگر شیرازه قالی خورجین که از چند رنگ به صورت یک در میان نمایان است قالی هایی با رج بالا به ندرت در بیجار بافته می شوند و رجشمار اغلب قالی های امروز بیجار بین 30 و حداکثر 35 است. در نمونه های قدیمی از رجشمار 15 و 25 و در اندک قالیچه های نفیس و سفارشی که کاربرد ابریشم نیز در آنها است رجشمار بیشتر از 40 نیز دیده شده است شاید یکی دیگر از دلایل سنگینی و سفتی قالیهایی بیجار استفاده از تعداد زیاد پود باشد که گاهی به پنج پود نیز می رسید ولی قالی های امروز بیجار همگی از نوع دو پود است کج و کوله بودن قالیها نیز بعلت استفاده از دارهای نامناسب پیش می آمد، امروزه دارها فلزی و از نوع گردان است و دارهای قدیمی و بدوی در بعضی از خانه های منطقه مشاهده می شود. قالی های گروس به شیوه لول و نیم لول و در مواردی اندک تخت بافته می شوند، در شیوه لول بافت، صرفنظر از گره ترکی معمولاً برکشیدن پود در جهت افقی و به تبع آن قرار گرفتن تارها در دو سطح متفاوت،در این روش تاکید می شود پود را چنان بکوبند تا رجهای گره بیشتر بهم بچسبند و فرش سفت تر و محکم تر شود طرحهای رایج طرحهای بافته شده در این شهر اگر چه امروزه با گذشته متفاوت شده اند، اما همچنان دارای تنوع زیادی هستند، همچون بیشتر مناطق کردنشین طرح ماهی درهم (هراتی)، بخش قابل توجهی از قالی های بافته شده را تشکیل میدهد ولی آنچه موجب تمایز این قالی ها با سایر قالی های هراتی می گردد، رنگهای آن است. گلهای دفرمه شده، اسلیمی هایی که بطرز بسیار زیبائی شکسته شده اند و ترنجهای دارای نوک پیکان از مشخصات خاص قالی های قدیم بیجار هستند. در دوران گذشته، بافندگان این شهر به جای نقشه از یک قالی کوچک بافته شده که به آن "واگیره" گفته میشد استفاده می کردند وگاهی اوقات بنا به سلیقه خود رنگها و نگاره ها را نیز تغیر میدادند معروفترین طرحهای امروزی در منطقه عبارتند از شکارگاه مانند شکارگاه ترنج دار – شکارگاه دورنما طرحهای تصویری مانند طرحهای لیلی و مجنون و طرحهای مینیاتور و داستانهای اسطوره ای گل فرنگ مانند گل فرنگ مستوفی، گل فرنگ طره دار، گل فرنگ لچک ترنج دار، دسته گل، گل فرنگ و اسلیمی (پیچی)، گل و بلبل و گلدانی طرح خرچنگی طرح بندی مانند بندی خاتم شیرازی – بندی گل فرنگ مینا خانی دار و گل مانند ربعی دار و گل – مستوفی دار و گل شاه عباسی مانند شاه عباسی افشان – لچک ترنج دار – کف ساده اسلیمی مانند اسلیمی گل فرنگ – اسلیمی هندسی یا سرداری – دهن اژدری درختی مانند درختی بید مجنون – درختی گل و بلبل – درختی دورنما – درختی گلدانی – درختی ترمه ماهی درهم مانند ماهی بیجار – ماهی سنه – ماهی افشار – ماهی میرک – ماهی زبیده – ماهی حسن تیمور – سگ ماهی – ماهی زنبوری – ماهی ریز طرحهای هندسی مانند سمن بر خانم – اسلیمی شکسته – خاتم شیرازی طرحهای ذهنی که بر روی اکثر بافتنیهای محل به صورت شکل حیوانات تخیلی – گیاهان – اشیاء و انسان – طرحهای تجریدی و هندسی دیده می شود رنگ بندی همانگونه که ذکر شد، یکی از مشخصه های قالی بیجار یا گروس، رنگهای بکار رفته در آن است. تضاد جسورانه بین رنگهای به کار رفته، زیبائی این قالیها را دو چندان می کند. رنگهای ناب و شادی که بافنده کرد برای قالیهایش انتخاب می کند. بیانگر طبیعت سرد وحشی و در عین حال رنگارنگ کردستان است در قالی های گروس به کار بردن رنگهای شاد و تند مانند قرمز و رنگهای متمایل به آن بویژه رنگهای: چهره ای (یک اصطلاح محلی برای رنگ صورتی پررنگ) و صورتی و پوست پیازی، مشکی، سفید، حنایی و انواع سبزها در زمینه های سرمه ای و سفید و قرمز زیاد به چشم می خورد. بکار بردن رنگهای سبز و سفید و پیازی و کاهی بر زمینه لاکی شادابی دیگری بر فرشهای گروس می دهد و نقشها را در دید واضح و روشن و برجسته می نمایاند. این جسارت را در کاربرد نوعی از رنگ زرد می توان دید که خاص بیجار است و حتی در قالیهای کف ساده که متن آنها ساده و خلوت میباشد به کار میرفته است. در فرشهای بیجار مانند بافته های برخی از مناطق غربی ایران گاهی کیفیت دو رنگی (رگه) نیز دیده می شود. تعداد رنگها در قالی بیجار از 27 رنگ تجاوز نمی کند و رنگهای قرمز و سفید و سرمه ای بیش از دیگر رنگها به کار میرود و رنگهای تند و تیز آبی نیز به چشم می خورد رنگرزی رنگرزی در بیجار مانند بیشتر مناطق فرشبافی در ایران از لحاظ کیفیت رو به تنزل رفته است در قالیهای گروس از رنگهای طبیعی پشم (پشمهای خود رنگ) مانند خاکستری روشن و سیاه و شکری بدون رنگرزی، همزمان با استفاده از رنگهای گیاهی بکار برده می شد و رنگرزی بصورت محلی و خانگی بوده و افراد دوره گردی نیز اقدام به این کار می کردندتنالیته های مختلف رنگی را بدست می آوردند بجز رنگ آبی و سبز که برای تهیه رنگ سبز آنها، اول نخ را به رنگ زرد می آوردند و بعد برای تبدیل آن به سبز آن را به شهر (بیجار) می فرستادند تا توسط "آبی کار" انجام گیرد. متأسفانه امروزه علیرغم وجودمنابع رنگرزی گیاهی در روستاها و زمینهای اطراف شهر، استفاده از رنگهای شیمیایی بوفور مشاهده می گردد که بعلت تولید خارج از حساب و بدون کنترل قالی، قالیچه و گلیم در شهرستان و همچنین بالا بودن هزینه رنگرزی گیاهی، امری اجتناب ناپذیر بنظر می رسد ابعاد ابعاد قالیهای بافته شده در بیجار در حال حاضر دارای تنوع زیادی است و بسته به سفارش از اندازه های کوچک و 32 متر تا 43 متر متغییر است. در گذشته فرشهای بزرگ به سفارش خوانین در این منطقه بافته می شد. ولی امروزه بافت این گونه فرشها کمتر دیده می شود، بطور معمول روستائیان کمتر به بافت قالی های بزرگتر از 43 متر می پرداختند وضعیت فعلی در کل می توان چنین نظر داد که قالیبافی در شهر بیجار رو به بهبود رفته است و قالیهای رنگین بیجار همواره زینت گر نمایشگاههای فرش بوده است. اما در این راه تولید کنندگان مشکلات زیادی را نیز متحمل شده اند. در حال حاضر بازار قالی و گلیم در بیجار درحال اشباع است. اکثر بافندگان استادکارند و در صورت دارا بودن پشتوانه مالی، تولید قالی و گلیم با کیفیت بالا می باشند. اما در اثر عدم وجود تشکیلات منظم و واحدی برای نظارت بر کنترل کیفی و کمی کار، کیفیت محصولات تولیدی در سطح بالائی نیست و همین امر باعث افزایش آمار تولید محصولات نامرغوب و نهایتاً دلسردی تولید کننده آگاه از کیفیت خوب قالی می گردد. امروزه قالیبافی در این منطقه به چند صورت اداره و سرمایه گذاری می شود تک بافی یا خانگی: در این روش معمولاً بافنده خود اقدام به تهیه مواد اولیه (بطریق خرید یا تولید خانگی) نقشه و دار و ابزار می کند و در پایان بافت نیز، خود فروشنده آن خواهد بود و کمیت و کیفیت فرش نیز بستگی به امکانات مالی و مهارت بافنده دارد. گاهی اوقات نیز بافندگان در منزل خود پذیرای سفارش می باشند، در این گونه موارد شخص سفارش دهنده تمام امکانات بافت را برای بافنده فراهم می کند و مقداری کمک مالی و مساعده به عنوان وام بدون بهره به او پرداخت می نماید که در موقع فروش فرش باز پرداخت می شود و بافنده نیز با مهارتی که دارد با این تعهد می بافد و بعد از اتمام کار، موقع فروش بهای پرداختی آن نصف به نصف بین بافنده و سفارش دهنده تقسیم شود. سرمایه گذاری دولتی: توسط شرکت سهامی فرش گروس و جهاد سازندگی، کمیته امداد امام، اداره بهزیستی، اداره کار و امور اجتماعی، سازمان صنایع دستی و … که هر کدام در راه احیای این صنعت اقداماتی انجام داده و یا تحویل دستگاه و تأمین مواد اولیه و کمکهای مالی مشوق کارگران بافنده هستند کردستان- هنر- بافندگی-صنایع دستی-کارگاه- زیبایی-
مجموعه : ايران، طبيعت و صنايع دستی ارسال کننده: نگاه















